Me myself

شاید یک وقتی سری هم به خودم بزنم و از احوال خودم با خبر بشم!

/ 3 نظر / 14 بازدید
فاطمه:)

آرزو می کنم همیشه بلند پرواز کنی بالا پرواز کنی

دوباره آفتاب

در میان این همه امواج زمان درازی است معلق و آزاد روانم گاهی دلم برای جزیره ای خشک تنگ میشود اما تا میبینمش یامیابمش زود دست و پا زنان از آن دور میشوم من جادوی این تعلیقم جادوی ناکجایی جادوی دربه دری

بیخود شده از خویشم

از کی، کجا، از چه کسی؟ یک قفل قدیمی کلیدی کهنه درگاهی پا به گور. تو چه می‌خواهی از خودت؟ تکلیفت چیست؟ اصلا مجاز و استعاره و این پَرت و پَلاها ...! ببین عزیزم اصلا چرا آمدی ... وقتی می‌دانستی پایانِ راه ... پُر از سوال و احتمالِ تهدید است؟! از کی، از کجا، از چه کسی ...؟ همین حرف‌ها! هیچ، بزن زیرِ هر چه گفته‌ای هرچه شنیده‌ای، هرچه دیده‌ای هرچه خوانده‌ای، هرچه از هرچه از هرچه ...! بگو من نبودم. این چهره‌ها چقدر غریب‌اند دلم برای حمید کریم‌پور تنگ شده است نیلوفر خوب است کنارِ طُره‌ی دخترانه‌ی تو رفتن تا هوش مثل سالِ آخرِ دبیرستانِ بی‌ترس و امتحان! سیدعلی صالحی