گام اول: هدف یابی (بررسی سوره رعد آیات 24-19)

 

أَ فَمَنْ یَعْلَمُ أَنَّما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ الْحَقُّ کَمَنْ هُوَ أَعْمى‏ إِنَّما یَتَذَکَّرُ أُولُوا الْأَلْبابِ 

آیا کسی که می داند آنچه از پروردگارت به تو نازل شده حق است ، با آنکه کور است یکسانند؟! فقط صاحبان خرد متذکر می شوند ...

رعد-19

به نظر می رسد کنایه از شناخت حق و روشن بودن مصدر ظهور حق می باشد (حق در مقابل باطل) و نظر به وجود نشانه های آشکار در این خصوص درک نکردن یا ندیدن و یا اسرار به ندیدن این موضوع با نابینایی که پرتو پرنور حق را نمی بیند (گمان می کنم مقصود نابینای خدادادی نیست و فرد دارای قوه تشخیص و مختار مورد نظر است) قیاس شده است. خرد و اندیشه ابزار سنجش و تشخیص در این رابطه است و در آیات پی آیند ویژگیهای افراد خردمند و اندیشمند بیان می شود.

 

ملامتگو چه دریابد میان عاشق و معشوق                       نبیند چشم نابینا خصوص اسرار پنهانی

/ 8 نظر / 13 بازدید
عسل مسل

ولی خیلی وقتا به نداشته هامون بیشتر از داشته هامون نگاه می کنیم. [گل] خدایا شکر به خاطر داده و ناده و گرفته ات که داده ات نعمت است و نداده ات حکمت است و گرفته ات امتحان

دوباره آفتاب

به نکته ای اساسی در باور من حق و باطل همیشه یک تعریف ثابت ندارند و نسبی هستند و خردمند و دانشمند هم اگر حتی در زمان خود مطلق بگیریم(که نیستند) در زمان های دیگر چه بسا نادانانی بنمایند بنابراین همیشه زمان و شرایط حق ها و باطل های جدید تعریف میکند.و به گمانم مطلق دیدن حق و باطل کمی سطحی است

دوباره آفتاب

آفرین افرین اما این تجربه درست و نادرست علمی در مورد بنیان های اندیشه بشری هم حاکمه یعنی ممکنه انچه که حق مطلق شناخته میشده زمانی باطل مطلق شناخته بشه.اساسا مطلق گرایی رو به هر صورتش نمی تونم بپذیرم از دیدگاه من همه چی نسبه همه چی

دوباره آفتاب

شاید . راستش فکر می کنم اونچه باید ازش شروع کرد خود تغییر هست.و باید هر بنیانی رو متحرک فرض کرد نه ثابت.البته این شعاری بیش نیست و شاید سفسطه.میدونی هنوز نتونستم بنیان ثابتی در این آفرینش بشناسم ودیگه به این نتیجه رسیدم در طی این چند سال زندگی دنبال ثابت ها نباشم بلکه با روانها روان بشم و روان باشم بی اینکه در روان خاصی غرق بشم که اون وقت رسوب میکنم و شاید ثابت . . .

من نه منم!

با درود. ******** مطلق ها هم دارای زمان و مکان هستند و به همین دلیل است که نسبی هستند: مثال حق آزادی بیان که گفتید: هم در حق بودنش و هم در بیانش مطلق نیست: 1-در بیانش مطلق نیست و دارای قیودی است, (( من جمله عدم ضرر و توهین به دیگران و...(هرچند خود اینها هم در تعریف و مصداق و... محل بحث است))) 2-در نفس خودش و حق بودنش هم مطلق نیست چرا که انسان امروز با علم و توان و تجربه و... و کاستیهایش به این نتیجه رسیده است.ای بسا که بشر در تداوم تاریخ به نتایج دیگری برسد! و این در درازنای تاریخ اثبات شده است که چه مطلق ها که به نسبی ها و حتی به نقصان بدل شده اند... حتی اگر برخی از ارزشها ! در طول تاریخ بارها صحه گذارده شده و با حداقل تغییر مواجه شده باشند نه به دلیل ارزشهای ذاتی آنها بلکه به دلیل ماهیت زندگی بشر و به اقتضای امکان زیست ابنای بشر در کنار هم بوده .....

دوباره آفتاب

حتی تعریف ما از مطلق نسبیه

دقيقه هاي تكيده

مي شود گفت : اين سرنوشت سنگهاي كف رودخانه است كه هميشه آب از سرشان گذشته باشد ... براي اينان بايد از كجاي داستان " اختيار" گفت؟! از وبلاگ http://nasooti.blogfa.com/

دوباره آفتاب

دریغا که سزای خردمندان طناب دار ارتداد است حتی اگر متذکر نشوند و آن روز که متذکر شوند محاربند. با تو ام آی ... ای انکه این آیات را فرستاده ای ! بیا ببین که پاسداران اندیشه ات چگونه اندیشه سوزی میکنند. من؟ مسلمانم قبله ام کعبه ای که حتی خود در آن نمیگنجم و تو بیرون این خانه ای زیرا که هر دو در آن نمیگنجیم بیا بیا در خانه من هر دو میگنجیم و حتی جا برای دیگران هم هست بیا خانه من قبله ات خواهد شد.